مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

450

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - غافل نبود . در هر حال براي كار آمادگى داشت . هرگز پا را از حق فراتر نمىگذاشت ودر عين حال در مورد حق فروگذار هم نبود . كساني از مردم كه خيرخواه‌تر بودند ، در نظر أو برگزيده‌تر بودند وكساني كه مساواة وبرابرى را بيش‌تر رعايت مىكردند ، پيش أو گرامىتر بودند . هيچ گاه بدون ذكر نام خدا نه در جايى مىنشست ونه از جايى برمىخاست . در مجالس جايگاه معينى نداشت واز اين كار منع مىفرمود . چون به گروهى مىرسيد ، همان جا كه رسيده بود مىنشست وبه اين كار ديگران را هم دستور فرموده بود . در مجالس رعايت حال همه را مىكرد وحق همگان را ملحوظ مىداشت . هرگز طورى رفتار نمىكرد كه كسى تصور كند ، ديگرى بر أو مقدم است . هر كس براي بيان حاجتي پيش پيامبر مىآمد ، تا هنگامى كه نمىرفت ، حوصله وشكيبايى مىفرمود . تلاش مىفرمود حوايج وخواسته هاى مشروع را برآورد واگر نمىتوانست ، با گفتارى كوتاه وپسنديده معذرت خواهى مىكرد . اخلاق خوش وگشاده‌رويى أو چنان بود كه همهء أصحاب ، أو را چون پدر خويش مىدانستند . همهء أصحاب در برابر حق در نظر رسول خدا يكسان بودند . مجلس أو سراپا حكمت وبردبارى وصبر وشكيبايى بود . صداها در حضورش بلند نمىشد وهيچ كس مطلبي را رد يا تصديق نمىكرد . هيچ گاه در سخن پيامبر زلّت ولغزشى ديده نشد . برترى أصحاب حتى در مجلس پيامبر هم فقط به تقواى ايشان بستگى داشت . همه در محضر أو فروتن بودند . سالخوردگان را محترم مىداشتند وبه خردسالان مهر مىورزيدند ، ونسبت به نيازمندان ايثار مىكردند ودر حفظ يكديگر كوشا بودند . » گفتم : « رسول خدا با همنشينان خود چگونه بود ؟ » گفت : « هميشه خنده‌رو ، خوش خلق وملايم بود ، نه ترشرو وسختگير . هيچ گاه فرياد نمىزد ودشنام نمىداد . عيب كسى را آشكار نمىساخت وبيهوده از كسى ستايش نمىفرمود . از آنچه كه به آن ميل نداشت ياد نمىكرد . هرگز تأسف واندوهى براي أمور عادى اظهار نمىفرمود . از سه چيز به شدت پرهيز مىفرمود : كبر وپرحرفى وكارهاى بىمعنى . سه چيز را در حق مردم بسيار رعايت مىفرمود : هيچ كس را سرزنش نمىكرد ، وبر كسى خرده نمىگرفت ودر جست‌وجوى معايب كسى نبود . فقط در مواردى كه اميد ثواب واجر بود ، تذكر مىداد وصحبت مىكرد . وچون پيامبر صحبت مىكرد ، همنشينان أو چنان سكوت مىكردند كه گويى مرغ بر سر ايشان نشسته است . چون سكوت مىفرمود ، أصحاب صحبت مىداشتند وهرگز در حضور پيامبر ستيزه ونزاع در بحث نداشتند . اگر أصحاب مىخنديدند ، أو نيز تبسم مىفرمود واگر از چيزى تعجب مىكردند ، أو هم اظهار تعجب مىكرد . افراد غريب وبيگانه را خوب تحمل مىكرد وسخن ايشان را به تمام مىشنيد وبه خواسته‌هاى آن‌ها گوش فرا مىداد . گاهى أصحاب آن اشخاص را متوجه طول گفتارشان مىكردند . پيامبر به أصحاب مىگفت : هر گاه نيازمندى را مىبينيد نياز أو را برآوريد . هرگز از كسى ستايش نمىخواست ، مگر اين كه كار نيك را با نيك جبران كنند . سخن هيچ كس را بدون ضرورت -